تبليغاتX
اسلام همیشه زنده است

اسلام همیشه زنده است

اسلام

زلزله در تهران

طاهره بخشی

اخیرا برخی از علمای تهران نسبت به وقوع زلزله در تهران هشدار دادند و مردم را به استغفار و توبه از گناهان برای جلوگیری از وقوع بلا ارشاد کردند .

 
آیت الله صدیقی نیز در یکی از خطبه های نماز جمعه تهران افزایش مفاسد اخلاقی و گسترش زنا در جامعه را علت وقوع زلزله دانستند و امر به معروف و نهی از منکر و استغفار از گناهان و دعا به درگاه خداوند را در پیشگیری از وقوع زلزله موثر دانستند.


در همین راستا چند روایت از ائمه در مورد علت وقوع زلزله و نحوه پیشگیری از وقوع آن در ذیل آورده شده است :
رسول خدا (ص) : « هرگاه دعا اندک شود ، بلا نازل گردد.»
( مستدرك الوسائل : ج 5 ص 179 ح 5616 )


رسول خدا (ص) :« در امت من زلزله اي رخ مي دهد که در آن ده هزار ، بيست هزار ، سي هزار نفر نابود مي شوند. (خداوند) آن را براي پرهيز کاران پند ، براي مومنان رحمت ، و براي کافران عذاب قرار مي دهد».
( كنز العمال : ج 41 ص 567 ح 39615 )


امام صادق (ع) :« اي مفضل ! بينديش ... اگر کسي گفت : چرا اين زمين مي لرزد؟ ( در پاسخ ) به او گفته شود : زلزله و مانند آن ، پند و هشدارهايي است که مردم را تهديد مي کند تا رعايت کنند و از گناهان دست بردارند».
( ميزان الحكمة : ج 1 ص 59 )


رسول خدا (ص) : از [ وقوع ] غرق [ يا دفن ] شدن و مسخ و زلزله چاره اي نيست ! عرض كردند : اي رسول خدا ! آيا در اين امت ؟ فرمود : آري ، هنگامي كه زنان خوانندگي كنند ، و زنا را حلال شمارند ، و ربا خورند ، و شكار در حرم را حلال گردانند ، و لباس ابريشم پوشند ، و مردان به مردان و زنان به زنان بسنده كنند ( یعنی : هم جنس بازي كنند ).
( مستدرك الوسائل : ج 6 ص 188 ح 6737 )


رسول خدا (ص) : هر گاه امت من ربا خورند ، زلزله و ... رُخ دهد.
( كنز العمال : ج 14 ص 280 ح 38731 )


رسول خدا (ص) : هرگاه پنج چيز در ميان شما فاش شود ، پنج چيز به شما راه يابد : هر گاه زنا در ميان شما فاش شود ، زلزله رخ دهد.
( وسائل الشيعة (آل البيت) : ج 9 ص 26 ح 11431 )


امام باقر (ع) : در نامه‌ي رسول خدا [چنين] يافتم : هرگاه پس از من زنا فاش شود ، مرگ ناگهاني بسيار گردد
( من لايحضره الفقيه : ج 1 ص 524 ح 1488 )


رسول خدا (ص) : هر گاه بنده پنهاني گناه كند ، جز گنه كار را آسيب نرساند. و هرگاه آشكارا آن را انجام دهد و مورد نكوهش قرار نگيرد ، همه را آسيب رساند.
( وسائل الشيعة (آل البيت) : ج 9 ص 31 ح 11448 )


امام علي (ع) : اي مردم! همانا خداوند عزوجل عوام را به سبب گناه خواص كيفر نكند [البته] اگر خواص بدون اين كه عوام بدانند در پنهاني كار منكر انجام دهند. [اما] اگر خواص آشكارا مرتكب منكر شوند و عوام آن را تغيير ندهند ، هر دو گروه از ناحيه‌ي خداوند عزوجل سزاوار كيفر مي‌گردند.
( ميزان الحكمة : ج 1 ص 763 )


رسول خدا (ص) : هرگاه مردم منكر را ببينند ولي آن را تغيير ندهند ، نزديك است كه خداوند كيفرش را فراگيرشان كند.
( كنز العمال: ج 3 ص 70 ح 5535 )


چه باید کرد ؟
امام صادق (ع) : هر بنده ای پیش از آن که خداوند عزوجل بخواهد [به خدا] رو آورد ، خداوند [به او] رو کند پیش از آن که او بخواهد و هر که به خدا پناه آورد ، خدا او را حفظ کند ، و خدا به هر که پیش از او رو کند و نگهش دارد برایش باکی نیست وقتی که آسمان بر زمین بیفتد یا چیزی بر زمینیان فرود آید و بلایی آنان را فراگیرد ، او در حزب خدا از هر بلایی مصون بماند. مگر نه این است که خداوند عزوجل می فرماید: {همانا پرهیزکاران در جایگاه امنی هستند}
( ثواب الأعمال : ص 129 )


رسول خدا (ص) : از قرائت [سوره] زلزال ملول نشوید ؛ زیرا کسی که در مستحباتش آن را قرائت نماید ، خداوند عزوجل هرگز زلزله ای بدو نرساند و با آن و [نیز] با صاعقه و آفتی از آفات دنیا نمیرد تا این که [ به طور عادی ] بمیرد.
( بحار الانوار : ج56 ص 356 )


امام علی (ع) : طوفان های بلا را با دعا دفع کنید؛ [زیرا] کسی که به بلای سخت گرفتار شده از [فرد] تندرستی که از بلا در امان نمی باشد به دعا نیازمند تر نیست.
( الدعوات : ص 21 ح 21 )


امام صادق (ع) : هر کس از بلایی که به او می رسد بترسد و درباره [دفع] آن به دعا برخیزد خداوند هرگز آن بلا را بدو نشان ندهد.
( الدعوات : ص 21 ح 22 )


رسول خدا (ص ): هر آینه بلا به بنده نزدیک می گرد د، آن گاه بنده از خدا عافیت می خواهد و خدا را یاد می کند و عافیت را حفظ می کند. و دعا و بلا تا روز رستاخیز با هم توافق دارند.
(كنز العمال : ج 2 ص 76 ح 3208 )


رسول خدا (ص) : بلا همانند قندیل ها بین آسمان و زمین آویزان است، هرگاه بنده عافیت را از پروردگارش بخواهد، خدای متعال بلا را از او برگرداند، [حتی] در حالی که برای او قطعی شده باشد.
( كنز العمال : ج 7 ص 825 ح 21560 )


امام زین العابدین (ع) : دعا بلای نازل شده و نازل نشده را دفع می کند.
( الكافي : ج 2 ص 472 ح 2 )


امام کاظم (ع) : بر شما باد دعا کردن ؛ چرا که دعا برای خدا و درخواست از خدا بلا را برگرداند [حتی] در حالی که تقدیر و قضا شده باشد و جز امضای آن باقی نمانده بشد. پس هرگاه از خداوند عزوجل دعا و درخواست شد، بی درنگ بلا را برگرداند.
( الكافي : ج 2 ص 472 ح 3 )


امام صادق (ع) : [ بنده] هر که از بلایی که به او می رسد بترسد و درباره آن به دعا پیشی بگیرد، خداوند عزوجل هرگز آن بلا را بدو نشان ندهد.
( ثواب الأعمال : ص 153 )


علی بن مهزیار گوید : به امام باقر (ع) نامه نوشتم و از وقوع زلزله زیاد در اهواز به او شکوه نمودم و عرض کردم : آیا به نظر شما از آن جا کوچ کنم؟ حضرت در پاسخ نوشت : از آن جا کوچ نکنید بلکه چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرید و غسل کنید و لباس هایتان را پاکیزه نمایید و روز جمعه بیرون بیایید و خداوند را بخوانید که آن را از شما برطرف نماید. علی بن مهزیار گوید: چنین کردیم تا این که زلزله آرام گرفت.
( ميزان الحكمة : ج 2 ص 871 )

+ نوشته شده در  هفتم اردیبهشت 1389ساعت 19:58  توسط طاهره بخشی  | 

قرآن كریم نیز توسط این افراد به آتش كشیده شد.

 

در پی فتنه‌انگیزی‌های حامیان موسوی در روز عاشورای حسینی، قرآن كریم نیز توسط این افراد به آتش كشیده شد. 
در جریان حرمت‌شكنی عده‌ای از حامیان موسوی از روز عاشورا و اقدامات ساختارشكنانه و آتش‌زدن بانك، یك ساختمان در چهارراه كالج، تعدادی از تاكسی‌های شهری، وسائط نقلیه نیروی انتظامی، خودروهای شخصی و...، در اقدامی تأسف‌برانگیز قرآن كریم نیز توسط این افراد به آتش كشیده شد.
بر اساس این گزارش، این افراد در جریان اغتشاش در حوالی خیابان كارگر شمالی و بلوار كشاورز، قرآن كریم را به آتش كشیدند.
تاكنون موسوی، كروبی و خاتمی هیچگونه عكس‌العملی در محكوم كردن اینگونه اقدامات حامیانشان نشان نداده‌اند.
همچنین ظهر دیروز عده‌ای از حامیان موسوی، با حضور در میدان جمهوری اسلامی و مشاهده برگزاری نماز ظهر عاشورا در هیئت رهپویان آل طاها، به عزاداران حسینی حاضر این هیئت هجوم آورده و به سمت آنها سنگ‌پراكنی كردند.
بر اساس این گزارش، این افراد كه نمادهای سبزرنگ نیز با خود داشتند، تعدادی از نمازگزاران را نیز مورد ضرب و شتم قرار داده و با سنگ‌پراكنی به سوی "حجت‌الاسلام صالحان " امام جماعت این هیئت، وی را مجروح كردند.
علاوه بر امام جماعت این هیئت، تعداد دیگری از عزاداران حسینی در این هیئت نیز به جهت سنگ‌پرانی و ضرب و شتم این افراد، مجروح شدند.

+ نوشته شده در  هفتم دی 1388ساعت 9:34  توسط طاهره بخشی  | 

تعدادی از عناصر گروهك منافقین در اغتشاشات دستگیر شدند

یك منبع آگاه در وزارت اطلاعات از دستگیری تعدادی از عناصر گروهك تروریستی منافقین در اغتشاشات در تهران خبر داد.
                                                           
این منبع آگاه در وزارت اطلاعات اعلام كرد كه در جریان اغتشاشات دیروزدر مركز تهران كه طی آن فتنه‌گران به دسته‌های عزاداری سوگواران سیدالشهدا(ع) حمله كرده و همچنین تعدادی از خودروهای عمومی و شخصی و برخی اماكن عمومی را به آتش كشیدند، تعدادی از عناصر گروهك تروریستی منافقین دستگیر شدند.

+ نوشته شده در  هفتم دی 1388ساعت 9:27  توسط طاهره بخشی  | 

سنگ‌پرانی و حمله حامیان موسوی به نمازگزاران ظهر عاشورا


حامیان موسوی با حمله به یك هیئت عزاداری در میدان جمهوری اسلامی تهران، به عزاداران حسینی كه در حال اقامه نماز ظهر عاشورا بودند، سنگ پرانی كرده و تعدادی از آنها از جمله امام جماعت را زخمی كردند. 
 
ظهر دیروز عده‌ای از حامیان موسوی كه با حرمت‌شكنی از روز شهادت سیدوسالار شهیدان و یاران با وفای ایشان، به خیابان‌ها آمده و برخی اماكن عمومی و تعدادی خودروی عمومی و شخصی را به آتش كشیدند، با حضور در میدان جمهوری اسلامی و مشاهده برگزاری نماز ظهر عاشورا در هیئت رهپویان آل طاها، به عزاداران حسینی حاضر این هیئت هجوم آورده و به سمت آنها سنگ‌پراكنی كردند.
بر اساس این گزارش، این افراد كه نمادهای سبزرنگ نیز با خود داشتند، تعدادی از نمازگزاران را نیز مورد ضرب و شتم قرار داده و با سنگ‌پراكنی به سوی "حجت‌الاسلام صالحان " امام جماعت این هیئت، وی را مجروح كردند.
علاوه بر امام جماعت این هیئت، تعداد دیگری از عزاداران حسینی در این هیئت نیز به جهت سنگ‌پرانی و ضرب و شتم این افراد، مجروح شدند.

+ نوشته شده در  هفتم دی 1388ساعت 9:25  توسط طاهره بخشی  | 

فائزه هاشمی روز عاشورا هم به اغتشاشگران پیوست

فائزه هاشمی پس از چند روز سپری كردن تعطیلات در شمال كشور، روز عاشورا هم به جمع آشوبگران در تهران پیوست.

فائزه هاشمی كه در چند روز تعطیلات در تفرج در شمال كشور بسر می‌برد این منطقه را به قصد حضور در اغتشاشات روز عاشورا تهران ترك كرد.
وی روز عاشورا به همراه حدود 15 نفر از بستگان و خانواده در اغتشاشات حضور پیدا كرد.
گفتنی است اغتشاشگران پیش از ظهر روز عاشورا با برگزاری تجمع‌های پراكنده در برخی خیابان‌های تهران به طرح شعارهای ضدانقلابی و ساختار شكنانه زدند و در عین حال اموال عمومی، دولتی و شخصی را به آتش كشیدند.

+ نوشته شده در  هفتم دی 1388ساعت 9:22  توسط طاهره بخشی  | 

ارتباط عالم برزخ با عالم قبر (محل دفن ميت) چگونه است ؟

واژه قبر در بسياري از روايات به معناي برزخ است و منظور از فشار قبر يا سؤال و جواب نکير و منکر در شب اول قبر شب اول انتقال انسان از اين دنيا به عالم برزخ مي باشد.
در نتيجه اول شبي که انسان از دنيا رفته شب اول برزخ (قبر) او حساب مي شود و آنچه که مربوط به فشار قبر مي باشد عذابي برزخي است مربوط به شب اول مرگ آدمي در نتيجه اگر کسي را حيوانات درنده بخورند يا در دريا غرق شود از شب اول قبر معاف نمي باشد.
مسأله عالم برزخ و چگونگى آن از مباحث دقيق در فرجام‏شناسى مى‏باشد و آيات و روايات متعددى به اين بحث پرداخته است. انس با محسوسات و امور مادى، تصورى غلط از مسائلى مثل عالم برزخ ايجاد كرده، لذا نيازمند طرح مقدمات مختلفى براى توضيح مسأله مى‏باشيم. براى پاسخ به سؤال شما طى چند بند مطالبى عرضه مى‏شود. اميد آن كه مفيد واقع شود:
1. بسيارى از حقايق هستى و خصوصا حقايقى كه در ماوراء جهان طبيعت وجود دارد، براى ما مجهول است. البته اين ندانستن، بيشتر در كم و كيف و چگونگى آن حقايق است؛ ولى اصل آن حقايق را عقل و وحى در جاى خود اثبات كرده‏اند و ما نسبت به آن آگاهى داريم. البته علم ما به كنه و ماهيت آن حقايق بسيار محدود است؛ مگر براى عده كمى كه با سلوك عملى در همين دنيا به آن عوالم راه يافته باشند و علم اجمالى آنها به علم تفصيلى تبديل شده باشد. از اين رو، سنخيت و چگونگى بدن‏هاى برزخى براى ما به صورت كامل و دقيق روشن نيست؛ ولى در عين حال از مجموعه آيات و روايات و تحليل‏هاى عقلى مى‏توان دورنمايى از كم و كيف بدن برزخى را تصوير كرد.
قبل از تفسير اجمالى مطلب، توجه به چند مطلب ضرورى است:
الف) در تمام عوالم هستى (عالم مادى، برزخ و قيامت) انسان داراى بدن است و در هيچ عالمى بى‏بدن نيست؛ به دليل اين كه روح حقيقتى است عين تعلق به بدن و در متن و ذات روح، تعلق به بدن خوابيده است. از اين رو، ممكن نيست كه روح باشد و بدنى در كار نباشد. پس اگر انسان در عالم طبيعت، برزخ و قيامت، داراى روح است ـ كه هست ـ واجد بدن نيز خواهد بود.
ب ) هر يك از عوالم هستى داراى نظام، احكام، آثار و قوانين مخصوص به خود است؛ يعنى، در عالم طبيعت قوانينى حاكم است غير از سننى كه بر عالم برزخ حكم‏فرماست؛ و در عالم برزخ نظامى وجود دارد كه در عالم قيامت وجود ندارد و در عالم قيامت، آثارى است كه در دو عالم برزخ و طبيعت نيست. از اين رو، بدنى كه در عالم طبيعت است هم سنخ با قوانين حاكم بر اين دنيا است؛ و اين بدن غير از بدن برزخى است. بدن برزخى، هم سنخ با احكام و آثار عالم برزخ است.
هم‏چنين بدن در قيامت غير از بدن برزخى و بدن مادى است و بدنى است كه هم سنخ با سنن ويژه عالم قيامت و آماده پذيرش آن قوانين مخصوص است. مثلاً بدن قيامتى، بدنى است كه در عين سوختن مدام، از بين نمى‏رود؛ يا مثلاً بدن قيامتى يك فرد بهشتى، به صورتى است كه در عين خوردن و آشاميدن، نيازى به تخليه مواد تغذيه شده از بدن ندارد؛ و بدن طورى ساخته شده است كه نيازمند چنين امرى نيست. بنابراين نبايد تصور كرد كه بدن مادى، برزخى و قيامتى يكسان هستند.
در جاى خود مستدل شده است كه عالم تجرد و قيامت، عالم بالاتر و نزديك‏تر به مبدأ متعال است و از اين رو موجودات آن از مراتب وجودى بالاتر و كامل‏ترى برخوردارند. قبل از آن (يعنى در مرتبه فروتر) عالم مثال و برزخ است كه مترتب بر عالم تجرد و متأخر از آن است. عالم آخر، عالم جسم و جسمانيات و يا نظام مادى است كه دورترين عالم از مبدأ متعال است. از اين رو، موجودات آن نيز از مراتب ضعيف‏تر و ناقص‏ترى برخوردارند. بنابراين، موجودات عالم برزخ از موجودات عالم مادى، كامل‏تر؛ ولى نسبت به موجودات عالم قيامت و تجرّد ناقص‏ترند.
براى اطلاع تفصيلى از سه نكته فوق نگا: استاد محمد شجاعى، معاد يا بازگشت به سوى خدا، ج اول، صص 141 ـ 128 و 226 ـ 212.
با دقت در مطالب پيشين، مشخص مى‏شود كه:
اولاً، بدن برزخى غير از بدن مادى و غير از بدن قيامتى است.
ثانيا، بدن برزخى متناسب با احكام و آثار و قوانين عالم برزخ است.
ثالثا، بدن برزخى از بدن مادى كامل‏تر و بالاتر و از بدن قيامتى ناقص‏تر و پايين‏تر مى‏باشد.
بنابراين، بدن برزخى از آن جا كه از بدن مادى بالاتر است، از سنخ ماده و جسم طبيعى نيست كه احكام ماده بر آن غالب باشد. ولى از آن جا كه از بدن قيامتى پايين‏تر است، واجد برخى لوازم ماده چون، شكل، اندازه و مقدار مى‏باشد.
روايات نيز به صراحت بيانگر اين حقيقتند كه بدن برزخى شبيه بدن دنيوى است. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «ارواح مؤمنان (در برزخ) در بدن‏هايى شبيه بدن‏هاى دنيوى آنان است» (بحارالانوار، ج 6، ص 268، روايت 119).
و در جمله‏اى ديگر مى‏فرمايد: «ارواح انسان‏ها (در برزخ) به صورت جسدهاى دنيوى‏اند» (همان، ص 269، روايت 121).
امّا هر چند بدن برزخى بالاتر و كامل‏تر از بدن مادى است، در عين حال، از بدن قيامتى ناقص‏تر است. امام صادق(ع) فرمودند: «بدن‏هايى شبيه بدن‏هاى دنيوى» يا «در صورت جسدهاى دنيوى» كه بيانگر شباهت، است نه يكسان بودن. شبيه آن است چون شكل، مقدار و اندازه دارد، و هر فرد مرده‏اى، مرده ديگر را در اين قالب مشاهده كرده، او را مى‏شناسد؛ چنان كه در خواب، آدمى صورت خود را به شكل دنيوى با ديگران در سرور يا رنج مى‏بيند. اما عين شكل دنيوى خود نيست؛ چون مى‏تواند بدون وسايل و ابزار مادى مثلاً مسافت طولانى را سير كند و با اراده‏اى خود را در جاى ديگر قرار دهد چنان كه در خواب، آدمى بدون استفاده از ابزار مادى سير و سفرها مى‏كند. به همين جهت، در بسيارى از روايات خواب را نشان خوبى براى عالم برزخ و بدن برزخى دانسته‏اند.
در اين باب نگا: استاد محمد شجاعى، خواب و نشان‏هاى آن، صص 62 ـ 58.
پس بدن برزخى، نه مادى محض است مانند بدن دنيوى؛ نه غير مادى محض است مانند بدن قيامتى؛ بلكه بدنى است كه در قالب جسم طبيعى دنيوى نمى‏باشد؛ و در عين حال، برخى از آثار جسم طبيعى چون شكل و اندازه و مقدار را دارد.
2. روح انسان پس از مرگ و انقطاع از بدن مادى، خود را با بدن برزخى و قالب مثالى مى‏يابد و مى‏بيند. در واقع، روح آدمى با رفتن از حيات دنيوى به حيات برزخى، بدن مادى خود را رها كرده و با بدن مثالى خود متحد مى‏گردد؛ بدنى كه متناسب با نظام برزخى بوده، اتحادش با روح، قوى‏تر از اتحاد آن با بدن مادى در زندگى دنيوى است. قالب مثالى موجود در خواب، مى‏تواند ما را به بدن برزخى تا حدودى هدايت كند چرا كه هنگام خواب كه تعلق روح به بدن مادى تا اندازه‏اى كم مى‏شود و از حدود مادى تا اندازه‏اى آزاد مى‏گردد، روح خود را با يك نوع تن مثالى ـ با بدنى شبيه بدن مادى و دنيوى ـ مى‏بيند و اين، دليل روشنى است كه روح انسان در صورت عدم تعلق به بدن مادى يا تعلق كمتر، قدرت تمثّل به بدن مثالى را دارد. انسان در هنگام خواب ديدن، خودش را با همان بدن مى‏بيند با همان شكل و تصوير؛ و اين حكايتگر وجود بدن مثالى و قالب برزخى است كه با انتقال روح از اين عالم مادى به نظام برزخى به وجود نيامده، بلكه قبلاً هم در آن نظام وجود داشته، ولى ما از آن محجوب بوده‏ايم و اگر اين حجاب را ـ كه تعلق و توجه به نظام مادى و ماديات است ـ كنار زنيم هم اكنون نيز خود را در آن قالب مثالى متمثّل مى‏بينيم؛ چنانكه درخواب تا حدودى كه تعلق روح به بدن مادى كم مى‏شود، در حالى كه بدن مادى ما در رختخواب افتاده و در حال آرامش است، خود را با بدنى مشابه با اين بدن يافته و سيرها و حركت‏ها و فهم‏ها و ديدنى‏ها و شنيدنى‏ها و خوردنى‏ها و خواستن‏ها با آن داريم. (نگا: استاد محمد شجاعى، خواب و نشان‏هاى آن، صص 58ـ62).
ناگفته نماند كه از نظر روايات، وجود بدن برزخى امرى مسلم و قطعى است چنان كه امام صادق(ع) فرمودند: «اما [ارواح مؤمنان [در بدنهايى شبيه بدنهاى دنيوى آنان است» (بحارالانوار، ج 6، ص 268، روايت 119).
يا در جاى ديگرى فرموده‏اند: «ارواح انسان‏ها به صورت جسدهاى دنيوى در درختى در بهشت‏اند»( كه هر دو حكايتگر وجود بدن برزخى و همان، ص 269، روايت 121.
مثالى در عالم برزخ است.
3. ميان قبر برزخى و قبر خاكى ارتباط خاصى حاكم است؛ يعنى ميان روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاكى ارتباط وجود دارد و اين ارتباط، در اصل از ارتباط روح و بدن مادى كه در طول زندگى دنيوى با يكديگر يك نوع اتحاد داشته‏اند، سرچشمه مى‏گيرد كه با قطع تعلق روح از بدن، پس از مرگ به كلى از ميان نمى‏رود؛ بلكه يك نوع ارتباط در حد پايين‏ترى ميان روح برزخى و بدن خاكى و مادى وجود دارد؛ البته نه در حد و اندازه‏اى كه در زندگى دنيوى و در دوران تعلق روح به بدن بود و نه با آن كيفيت و كميت؛ بلكه در ميزانى ضعيف‏تر و با كم و كيفى ديگر. از همين رو قبر خاكى با قبر و عالم برزخى روح، ارتباطى دارد كه در نقاط ديگر اين ارتباط را ندارد؛ و به همين جهت است كه على‏رغم حضور روح در عالمى فوق ماده، زمان و مكان (برزخ) توجه خاصى به بدن مادى و به نقطه‏اى كه بدن خاكى او در آن است، دارد؛ و بر اساس همين ارتباط ميان قبر برزخى و قبر خاكى است كه دستورها و احكام خاصى در باب قبر خاكى، تشييع جنازه، كفن، دفن، حرمت قبور، استحباب زيارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظاير آنها در شريعت اسلامى وجود دارد.
ناگفته نماند كه اين ارتباط ميان روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاكى در ساعت و روزهاى اول مرگ، بيش از روزها و اوقات بعدى است و اين به دليل الفت شديدى است كه روح با بدن مادى در اين دنيا داشته كه البته به تدريج با انس گرفتن روح با بدن برزخى و قالب مثالى، از اين توجه و ارتباط كاسته مى‏شود و ارتباط ضعيفى ميان روح و بدن خاكى باقى مى‏ماند.
با توجه به اين دو نكته، روشن مى‏شود كه روح ما بعد از انتقال به عالم برزخ با بدن برزخى، يا در عذاب است اگر اهل عذاب باشد؛ يا در نعمت و بهجت است، اگر اهل نعمت باشد. عذاب و نعمت، متوجه به روح ما در قالب بدن برزخى است، نه به بدن مادى و خاكى ما كه در اين عالم مادى در زير خاك مدفون مى‏باشد. اين بدن مادى، پس از مرگ نه حركتى دارد و نه احوالى؛ اما روح با قالب مثالى در همان حال، در عالم برزخ يا در عذاب وحشتناكى به سر مى‏برد و فريادش بلند است كه تصورش بسيار مشكل است؛ يا در نعمت و ابتهاج بسر مى‏برد كه تصوير آن هم بسى مشكل است.
اما از آن جا كه گفتيم ميان بدن مادى در زير خاك با روح در قالب مثالى در عالم برزخ، ارتباط ضعيفى وجود دارد، آن عذاب‏ها يا نعمت‏ها تأثير ضعيف و ناچيزى بر بدن مادى مى‏گذرد؛ ولى آنچه در اصل در عذاب يا در نعمت است روح با قالب مثالى در عالم برزخ است.
برخى مى‏گويند: اين كه گفته مى‏شود انسان پس از مرگ، يا معذب است يا متنعم؛ چرا هنگامى كه بدن مادى را در قبر مى‏گذاريم و روى آن را مى‏پوشانيم، پس از مدتى قبر را مى‏شكافيم، هيچ خبرى نمى‏يابيم، نه از سوختن بدن و سوزش قبر خبرى است و نه از مصفّا گشتن آن. آنچه مى‏بينيم، تنها همان بدن خاكى است كه در قبر با سكون كامل افتاده، هيچ اثرى از آثار وحشت يا نعمت در آن نيست. برخى نيز دوربين در درون قبر كار مى‏گذارند و مسائل آن را از هنگام دفن تا مدتى بعد دنبال مى‏كنند؛ ولى هيچ اثر و تغيير و تحولى كه دلالت بر رنج يا شادى داشته باشد، نمى‏يابند. تنها آنچه آنها از طريق دوربين فيلم‏بردارى مشاهده مى‏كنند، همان بدن خاكى است كه در كمال سكوت و سكون آرميده است.
آيا اين امور دلالت مى‏كند بر اينكه هيچ عِقابى (چه خوب و چه بد) در كار نيست؛ و فشار قبر، سؤال منكر و نكير، عذاب‏ها و نعمت‏ها، پوچ است و غيرواقعى؟
با توجه به توضيحات گذشته، پاسخ اين پرسش روشن است؛ ولى در عين حال براى بهتر روشن شدن اصل پرسش شما و نيز پاسخ به اين پرسش، توجه به خواب ديدن بسيار راهگشاست. اگر در خواب ديدن تأمل كنيم، در خواهيم يافت كه خواب ديدن چه حكايتگر عجيبى است از نسبت ميان قبر خاكى و قبر برزخى؛ بدن شخصى كه مى‏خوابد و خواب وحشتناكى مى‏بيند، به صورتى كه اگر از خواب برخيزد، خدا را شكر مى‏كند كه خواب بوده است، آيا بدن مادّى در اين حالت كه خواب مى‏بيند در سكون و آرامش نيست؟ البته چنين است. كسانى كه كنار بدن اين خواب بيننده حضور داشته باشند، بدن او را در هنگام خواب، در كمال سكون و سكوت مى‏يابند، به صورتى كه اگر خواب بيننده، از خواب وحشتناك خود آنها را مطلع نكند، اينان آگاه نخواهند شد كه در آن زمانى كه آنها نظاره‏گر بدن ساكن و آرام اين شخص بوده‏اند، او در چه عذاب و دهشتى بوده است.
بر عكسش را هم حساب كنيد؛ بدن كسى كه خواب فرحناك و دلپذير مى‏بيند نيز در كمال آرامش و سكون است و افرادى كه در كنار او حضور دارند اين امر را تصديق خواهند كرد. اين بهترين نشان است ميان نسبت قبر خاكى و قبر برزخى كه به ما مى‏فهماند، انسان مى‏تواند در برزخ در حال نعمت يا وحشت باشد و در عين حال، اثرى در بدن خاكى او در قبر از عذاب يا ابتهاج نباشد. البته گاهى كه انسان خواب ترسناك و ناراحت كننده‏اى مى‏بيند، بدن او عرق مى‏كند كه اثرى از خواب او بوده است؛ ولى اولاً اين امر هميشگى نيست. ثانيا ميان عالم خواب و برزخ تفاوت است. در عالم خواب، ارتباط روح با بدن مادى كاملاً قطع نشده است؛ ولى در عالم برزخ، ارتباط روح با بدن مادى به كلى منقطع است؛ مگر ارتباط بسيار محدود و ناچيزى كه حتى در صورت معذّب بودن روح در عالم برزخ نيز، تأثير چندان قابل مشاهده بر بدن مادى در زير خاك نخواهد گذاشت. (نگا: استاد محمد شجاعى، خواب و نشان‏هاى آن، صص 71ـ75).
4. براساس روايات و همچنين با توجه به ارتباط نسبى كه بدن برزخى با بدن مادى پنهان در زير خاك دارد؛ ارواح انسانى در برزخ، براساس منزلت و فضايلى كه در دنيا داشته‏اند، امور دنيوى را درك كرده، حتى به خانواده خود سر مى‏زنند و آنها را زيارت مى‏كنند. اين امر مى‏تواند در هر زمانى و براى هر فردى باشد؛ ولى روز جمعه كمترين و مشخص‏ترين زمانى است كه در روايات وجود دارد. در اين باب، تنها به ذكر دو روايت بسنده مى‏كنيم:
1 . اسحق‏بن عمار از امام كاظم(ع) پرسيد: آيا مؤمن خانواده خويش را زيارت مى‏كند؟ فرمود: آرى. گفتم: چقدر؟ فرمود: بر حسب فضايلشان. پاره‏اى از آنان هر روز و پاره‏اى هر سه روز، خانواده خود را زيارت مى‏كنند.
اسحق بن عمار مى‏گويد: در اثناى كلام حضرت، دريافتم كه مى‏فرمود: كم‏ترين آنان هر جمعه (خانواده خود را زيارت مى‏كنند) پس گفتم: در چه ساعتى؟ فرمود: هنگام زوال خورشيد، يا مثل آن؛ پس خداوند فرشته‏اى را با او روانه مى‏كند تا چيزهايى را به او نشان دهد كه شاد شود و از وى چيزهايى را بپوشاند كه او را غمگين سازد. (محمد بن ابراهيم كلينى، كافى، به تصحيح على‏اكبر غفارى، ج 3، كتاب الجنائز، ص 231، روايت پنجم).
2 . امام صادق(ع) فرمود: «به درستى كه مؤمن خانواده خويش را زيارت مى‏كند. پس آنچه را دوست دارد، مى‏بيند و آنچه را ناخوشايند دارد از او پوشيده مى‏شود؛ و به درستى كه كافر خانواده خويش را زيارت مى‏كند. پس مى‏بيند آنچه ناخوشايند اوست و از او پوشيده مى‏شود آنچه را دوست دارد. امام(ع) فرمود: پاره‏اى از ايشان هر جمعه زيارت مى‏كنند و پاره‏اى بر حسب عمل خود زيارت مى‏كنند».(همان، ص 230، روايت اوّل).

+ نوشته شده در  سی ام شهریور 1388ساعت 10:33  توسط طاهره بخشی  | 

فشار قبر و راه‌هاي خلاصي از آن

چه گناهاني باعث فشار قبر مي‌شوند؟ و براي‌ ‌دوري از آن چه بايد كرد؟
مؤمن بايد بيم و اميدش به خدا در‌ ‌يك سطح باشد. اگر ترسش از عذاب‌هاي الهي بيش از ‌حد باشد از رحمت خداوند مأيوس مي‌شود‌ ‌و به اصطلاح عوام مي‌گويد آب كه از سر ‌گذشت چه يك وجب و چه صد وجب.

از طرفي اگر‌ ‌اميدش به فضل و رحمت الهي بيش ‌از اندازه باشد، امن از مكر الهي پيدا مي‌كند و از‌ ‌جانب ديگر سقوط مي‌كند و انگيزه‌اي ‌براي انجام اعمال نيك و پسنديده پيدا نمي‌كند در‌ ‌حالي‌كه خداوند كريم‌تر از آن است كه ‌بنده‌ي ضعيف و ذليل را عذاب كند. در نتيجه به هر‌ ‌عمل ناشايستي تن داده و باز دم از ‌فضل و كرم و لطف و رحمت خدا مي‌زند.

در همين راستا‌ ‌حضرت پيامبر عظيم‌الشأن اسلام ‌‌(ص) فرمود: «اگر اندازه‌ي رحمت خدا را مي‌دانستيد هر‌ ‌آيينه بر آن تكيه مي‌كرديد و جز ‌اعمال اندكي انجام نمي‌داديد و اگر ميزان غضب و خشم‌ ‌خدا را مي‌دانستيد گمان ‌مي‌كرديد كه ديگر نجات نخواهيد يافت‌.‌‌»(1)

‌ولي بنابر فرمايش امام صادق (ع): «هيچ ‌بنده‌ي‌ ‌مومني نيست مگر آن كه در قلبش دو نور وجود دارد نور خوف (از عذاب الهي) و نور ‌اميد‌ ‌‌(به رحمت پروردگار) كه اگر هريك را با ديگر‌ي بسنجد از آن زيادتر نخواهد بود» (2) ‌يعني هر دو به يك ميزان خواهند بود.

پس‌ ‌شما دوست عزيز هم به همان ميزان كه از ‌عذاب الهي بيمناك هستيد به فضل و رحمت‌ ‌پروردگار هم اميدوار باشيد تا انگيزه خود را ‌براي انجام اعمال خوب و پسنديده از دست‌ ‌ندهيد و به گناه كبيره يأس از رحمت پروردگار ‌گرفتار نشويد. ‌

انسانتا به امروزَش‌ ‌عوالم مختلفي را پشت سر نهاده و عالمهاي ديگري را در پيش‌رو دارد، ‌انسان با مرگ از‌ ‌عالم دنيا به جهان آخرت منتقل مي‌شود كه آخرت هم ابتدايش «عالم ‌برزخ» و انتهايش‌‌ ‌كه بعد از برپايي قيامت كبري است بهشت يا دوزخ مي‌باشد. ‌

يكي از ويژگي‌هاي عالم برزخ‌ ‌«فشار قبر» مي‌باشد. فشار قبر نسبت به افراد متفاوت است ‌بعضي از افراد فشار قبر‌ ‌ندارند و آنها كه دارند فشارشان از نظر شدت و ضعف يكسان ‌نيست و بستگي به اعمال‌ ‌آنها دارد‌.

عواملي كه موجب فشار قبر مي‌شود:
‌1ـ بداخلاقي. ‌

‌2ـ سخن‌چيني‌.

3- مراعات نكردن طهارت و نجاست و پرهيز نكردن از بول‌.‌‌(3)

4- ياري نكردن مظلوم. در كتاب ثواب الاعمال آمده است كه: يكي‌ ‌از علماي بني‌اسرائيل از ‌دنيا رفت و فشار قبر بر او وارد شد چرا كه او يك بار نماز‌ ‌را (عمداً) بي‌وضو خوانده بود و از ‌كنار مظلومي گذشته بود و او را ياري نكرده‌ ‌بود.(4)‌

5- ضايع نمودن نعمت‌هاي الهي: ‌حضرت پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «فشار قبر براي مؤمن ‌كفاره تباه نمودن نعمت‌ها از‌ ‌ناحيه‌ي اوست». (5)


عواملي كه باعث‌ ‌كاهش يا رفع فشار قبر مي‌شود(6)‌‌:
‌1ـ نماز شب و كامل نمودن ركوع: امام رضا (ع )فرمود: «كسي كه نماز شب بخواند و‌‌ ‌در ‌قنوت نماز «وتر» هفتادبار استغفار كند از عذاب قبر پناه داده مي‌شود.» و امام‌ ‌باقرعليه ‌السلام فرمود: «هر كس ركوع نمازش را كامل انجام دهد وحشت قبر به او ‌نمي‌رسد».(7)

‌2ـ صدقه و نماز مخصوص. (8)

‌3ـ نماز وحشت، اين نماز بسياري از مردگان‌ ‌را از عذاب قبر و فشار قبر نجات داده است ‌كه حكايات عجيبي در داستان‌هاي شگفت شهيد‌ ‌دستغيب در اين باره موجود است كه ‌مي‌توان به آن مراجعه نمود‌.‌‌ (9)

‌4ـ حج نمودن، دو روايت است كه هر كس چهار‌ ‌مرتبه حج به جا آورد عذاب قبر از او ‌برداشته مي‌شود. (10)

‌5ـ خواندن بعضي از سوره‌هاي قرآن: امام علي(ع) مي‌فرمايد‌: ‌‌«هر كس در هر جمعه سوره ‌نسا را تلاوت كند از فشار قبر امان مي‌يابد». (11) سوره‌هاي زخرف، ياسين، تكاثر و ‌تبارك، نيز‌ ‌در اين مورد سفارش شده‌اند‌.

‌6- ‌اين كه مرگ انسان در روز جمعه باشد‌.

7- ‌ريختن آب روي قبر‌‌.

و... .

پي نوشت:
‌1- ميزان الحكمه 10 جلدي، ج 3، ص‌ 178
‌2- بحارالانوار، ج 78، ص‌ 259
‌3- همان، ج 75، ص 265‌‌
‌4- ثواب الاعمال، ص 111‌‌
‌5-‌‌ ‌بحارالانوار، ج 6، ص 221‌‌
‌6-‌‌ ‌با استفاده از كتاب «عالم‌ ‌برزخ در چند قدمي ما» محمد محمدي اشتهاردي، انتشارات ‌نبوي‌
‌7-‌‌ ‌همان، ج 85، ص 107
‌8-‌‌ ‌بحارالانوار، ج 91، ص 219
‌9-‌‌ ‌حاشية مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي‌
‌10- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص‌ ‌‌217، روايت 2209، باب 2
‌11- وسايل الشيعه، ج 7، باب 54، ص 409، روايت 9714

+ نوشته شده در  سی ام شهریور 1388ساعت 9:45  توسط طاهره بخشی  | 

احمدي نژاد با کسب اکثريت آرا پيروز شد

دکتر احمدي نژاد با کسب اکثريت آرا ،پيروزي خود در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را قطعي کرده است .   

گزارش دريافتي حاکي است دکتر محمود احمدي نژاد با کسب اکثريت آرا و با فاصله زيادي از ميرحسين موسوي موفق به جلب آرا مثبت ملت ايران شده است .
بر اساس اين گزارش دکتر احمدي نژاد در جامعه روستايي کشور بطور ميانگين بيش از 75 درصد آرا را بخود اختصاص داده است .
حضور با شکوه و چشمگير مردم ايران در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري موجب شگفتي جهانيان و تحليلگران شده است

+ نوشته شده در  بیست و سوم خرداد 1388ساعت 7:35  توسط طاهره بخشی  | 

ويژگي هاي نامزد اصلح از نگاه ايت الله بهجت

باید اهل انتخاب، در پیاده کردن کبریات در صغریات، و کلیات در جزئیات، روشن و با احتیاط باشند؛و رضای خدای بزرگ را مقدم بر رضای غیر نمایند؛ و فحص از عقلای متدینین که اصلح باشند نمایند؛ و در روشنی توقف ننمایند و در تاریکی حرکت ننمایند؛و از رشوه دادن و گرفتن ( شیوه دول کفر)، دور باشند؛با متدینین از عقلا، که محیط به مسائل شرعیه و با ایمان اعتقادی و عملی، و پرهیزگار، و با تدبیر، و شجاعت، و اعتدال فکری و مسلکی، باشند و با غیر آنها سر و کار نداشته باشند، و مسلمانها را گرفتار نکنند و کاری نکنند که در پشیمانی از آن، تدارکی نیست.
از وطن فروشی و وطن فروشان که غایت محبت دول کفر است، دور باشید. عواقب وطن فروشان به دول کفر را، ملاحظه بنمائید! دیدیم و می بینیم که به محلل های خودشان، وفا نمی کنند، مگر تا زمانی که چاره ندارند، و پس از آن، جز پشیمانی و عاقبت سوء برای تابعین آنها نمی ماند.
باید بدانیم که هیچ نقصی در ممالک اسلامیه نیست که منسوب به دول کفر نباشد؛ و آنچه منسوب به آنها است، نقص در اسلام و ایمان است، یا منتهی به آن است.
غیر از معصومین(ع) کسی نمی تواند بگوید: « همه چیز را می دانم، با می بینم» و نمی تواند کسی بگوید:
« هیچ چیز را نمی دانم و همه جا تاریکم، بلکه هر عامل عادی، چیزهایی را می داند و باید حرکت کند و توقف ننماید، [و] بلکه باید از معلومات خود، مجهولات را استخراج نماید تا آنجا که بتواند؛ و چیزهایی را نمی داند و باید احتیاط و توقف و تفحص نماید تا به ندامت غیر مستدرک، مبتلا نشود.
و این مطالب برای جواب سئوال ها، [ ذکر شد] با اشتمال بر بیاناتی که اتمام حجت و تأکید آن است، تا آنکه علی العمیاء، یا به مسامحه، خود و دیگران از مؤمنین را، در گمراهی وارد ننماید.
کسانی که متحیر و مرددند، به آنها دستور داده شده و می شود:
ملاحظه کنید: کدامیک از دو حزب، با ولایت علی(ع) موافق با موافق تر است؛ و کدام، اعتقاد او عملاً انتظار مهدی(ع) را دارد یا متأکدتر است؛ کدام، تغییری در امور دینیه، داده یا نمی دهد؛ کدام، معتدل در فکر، یا متلوّن است در اعتقاد یا عمل؛ کدام، ملکه تقوی و صدق و ائتمان دارد، یا قوی تر است؛ کدام، در صفات، شبیه به کفر یا نفاق و کدام، دورتر است؛ و بالجمله، کدام، به خدای متعال و خاتم الأنبیاء و خاتم الاوصیاء « صلوات الله علیهم و عجل فرجهم » نزدیک تر است.
از خداوند عظیم، موفقیت همه مؤمنین را بر مرضیات او، و تجنب از مبغوضات او را در همه جا و در هر حال، می خواهیم.

+ نوشته شده در  بیستم خرداد 1388ساعت 17:24  توسط طاهره بخشی  | 

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع زائران مرقد مطهّر امام خمینى (ره)


تکیه نظام به آراء مردم، یکى از میدانهایى است که مردم در آن نقش دارند. حضور مردم و اعتقاد به آنها باید در این‏جا خود را نشان دهد.
 در قانون اساسى ما و در تعالیم و راهنماییهاى امام، همیشه بر این نکته تأکید شده است که نظام بدون حمایت و رأى و خواست مردم، در حقیقت هیچ است. باید با اتّکاء به رأى مردم، کسى بر سر کار بیاید.
 باید با اتّکاء به اراده مردم، نظام حرکت کند. انتخابات ریاست جمهورى، انتخابات خبرگان، انتخابات مجلس شوراى اسلامى و انتخابات دیگر، مظاهر حضور رأى و اراده و خواست مردم است. این یکى از عرصه‏هاست. لذا امام بزرگوار، هم در دوران حیات خود به‏شدّت به این عنصر در این عرصه پایبند باقى ماند و هم در وصیّت‏نامه خود آن را منعکس و به مردم و مسئولان توصیه کرد. در حقیقت انتخابات و حضور مردم در صحنه انتخابِ رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و یا سایر انتخابهایى که مى‏کنند، هم حقّ مردم است، هم تکلیفى بر دوش آنهاست. در نظام اسلامى، مردم تعیین‏کننده‏اند. این هم از اسلام سرچشمه مى‏گیرد

+ نوشته شده در  بیستم خرداد 1388ساعت 17:19  توسط طاهره بخشی  | 

اصلا آیا لزومی دارد که ما در انتخابات شرکت کنیم

باید بگویم که لازم است ما در انتخابات شرکت کنیم زیرا ما انسانیم و قدرت اختیار داریم و به علت داشتن همین قدرت اختیار در مقابل سرنوشت خود مسیولیم و باید در مورد آن تصمیم بگیریم .
حال اگر ما در انتخابات شرکت نکنیم ممکن است دو حالت پیش آید که هر دو آن به ضرر ما است :
اولا که ممکن است نامزدی انتخاب شود که که مورد نظر ما نباشد و برنامه هایش با برنامه های ما همسو نباشد و در نتیجه مانع رسیدن ما به اهدافمان گردد حال شاید برخی بپرسند که اصلا مگر رای ما تاثیر گذار است باید پاسخ داد که این حضور شما در عرصه انتخابات است که مهمتر از رای شماست زیرا شما با حضور خود در عر صه انتخابات و فعالیت درآن می توانید بر رای دیگران تاثیر بگذارید و نامزد مورد نظر خود و ویژگی های او را به دیگران بشناسانید و با این عمل می توانید خود را به هدف خود یعنی پیروزی بهترین فرد نزدیک کنید 
دوما اگر که در کشورمان درصد مشارکت مردم در انتخابات کم گردد این به ضرر کشور ماست زیرا دشمنان ما از این پدیده می توانند به نفع خود بهره بردلری کنند و این گونه نتیجه بگیرند که دیگر مردم به نظام جمهوری اسلامی اعتقاد ندارند و این نظام مشروعیت خود را در بین مردم از دست داده است و به این وسیله می توانند این نظام را تضعیف کرده ودوباره بر ما مسلط گردند

+ نوشته شده در  بیستم خرداد 1388ساعت 17:18  توسط طاهره بخشی  | 

معیارهای انتخاب رئیس جمهور اصلح

چکیده : در مقاله حاضر تلاش شده است تا در زمینه مبانی قانون اساسی  نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و نظر نورانی امام خمینی رضوان الله و فرمودهای مقام معظم رهبری .حفظه الله در باب انتخاب رئیس جمهور اصلح  نگاشته ای داشته باشیم 

 

بسم الله الحی الکریم

 
توجه و شرکت در انتخابات و گزینش فرد اصلح برای مسند ریاست جمهوری همواره یکی از دغدغه های امامت و امت در طول انقلاب اسلامی بود است ..توصیه های امام راحل و رهبر معظم انقلاب راجع به اهمیت انتخابات .شرکت فعالانه و آگاهانه در انتخابات .ویژگیهای  کاندیدای اصلح .آثار و تبعات ماهیت انتخاب نماینده و ...همه نشانگر چنین پیوند و دل نگرانی  است .
از این رو به نظر می رسد یکی از مولفه های روشن بینی .شناخت  ویزگی های کاندیدای اصلح و آگاهی از معیار های انتخاب و راه های کسب چنین شناختی است
در این میان امری که مهم به نظر میرسد  منبع و ماخذ تعیین ویژگیها  است .زیرا هر گروه و جناحی در ترسیم یک فرد اصلح اگر چه ممکن است ملاک های فرا جناحی را هم ارائه نماید ولی در خلال آن به ویژگیهایی اشاره  میکند که معمولا صبغه گروهی دارد.
بنابر این بهترین و مشروح ترین منبع کسب معیارها .قانون اساسی بعنوان میثاق ملی و بیانات امام راحل و ولی امر مسلمین مقام معظم رهبری است
الف:قانون اساسی :
بدیهی است که یکی از معیارهایی دست یابی به ویژگیهای منتخب ریاست جمهوری رجوع به قانون اساسی است چنانکه امام راحل نیز ملت شریف ایران را به آن ارجاع می دهند و می فرمایند:((باید توجه داشته باشندآقایان که آن صفتی که در قانون اساسی برای رئیس جمهور تعیین کرده اند مراعات کنند .قانون اساسی را ملاحضه کنند ...
کسی که دارای این صفات بوده او را به آن صفات می شناسند به او رای بدهند و اگر چنانچه فاقد آن صفات باشد احتراز کنید از رای دادن به او.))
با توجه به رهنمود فوق اصل 115قانون اساسی مقرر کرده است که رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد .ایرانی الاصل .تابع ایران مدیر و مدبر دارای حسن سابقه و امانت و تقوا .مومن ومعتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور .گفتنی است که هر یک از صفات یاد شده نیازمند تشریح و تبین می باشد که سعی میشود در ذیل شاخصه های مطرح از کلام امام (ره)و مقام معظم رهبری پرداخته شود
ب:مهمترین ویژگیها  در کلام امام (ره)و مقام مظعم رهبری
1:اعتقاد و پایبندی به اصل ولایت فیقه یکی از معیارهای مهم انتخاب رئیس جمهوری است که امام راحل و مقام معظم رهبری همواره در آستانه انتخابات به آن اشاره داشته اند .حضرت روح الله امام خمینی (ره) می فرمایند:او را شخصی دانستیدکه لیاقت دارد برای یک همچو مسندی و...اعتقاد به قوانین اسلامی دارد و در مقابل قانون اساسی خاضع است و ((اصل صدودهم))ظاهراکه راجع به ((ولایت فقیه ))است معتقد است و وفادار است نسبت به او یک همچون شخصی را شما ها خودتان انتخاب کنید و گروههای مردم را هم ودار کنید که یک همچو شخصی را انتخاب کنند و از تفرقه بپرهیزید..
در واقع این اصل یک رکن -رکن از مبانی جمهوری اسلامی ایران است .فلذا طبق اصل 115قانون اساسی نیز باید فرد منتخب ریاست جمهوری به آن مومن و معتقد باشد
معظم له با بیان این مطالب که اختیاراتی که در قانون اساسی برای ولی فیقه مشخص شده است ناقص می باشدمی فرمایند:
این قانون اساسی هست این بعض شوون ولایت فقیه هست نه همه شوون ولایت و از ولایت فقیه آن طوری که اسلام قرار داده است ..هیچ کس ضرر نمی بیند ..
بنابر این بیان اهمیت این تجانس و وفاداری و اعتقاد به شوونات ولی فقیه آشکار تر میشود
البته تذکر این نکته مهم است که چگونه ضدیت یا عدم اعتقاد به اصل محرز می شود مقام معظم رهبری بطور دقیق چنین  میفرمایند :((در اینکه ضدیت با ولایت ضدیت با اصلی ترین و رکین ترین اصول و ارکان نظام جمهوری اسلامی است .شکی نیست .منتهی ضدیت معنایی دارد اگر کسی علیه موقف ها ومواضعی که دستگاه رهبری اعلام میکند که طبق قانون اساسی سیاستهای اصلی نظام را تشکیل می دهدچیزی  می نویسدو مطالبی  میگوید و صریحا و غالبا (هر چند دائمی نباشد )با این مواضع و رد مواقع حساس مخالف میکند .البته اینها ضدیت است .لکن کسی که کلمه یا مطالبی در یک وقت و در جایی گفته است نمیشود گفت اینها ضد ولایت فقیه هستند.))
2ساده زیستی و دوری از اشرافی گری:
یکی دیگر از اموری که همواره امام راحل و مقام معظم رهبری مورد توجه قرار داده و احساس نگرانی و خطر کرده اند .رسوخ روحیه رفاه طلبی در مسوولین است .زیرا روحیه رفاه طلبی و راحت طلبی بصورت اصولی و محوری بر تصمیمات انسان تاثیر دارد و او را وارد صحنه دیگری از حیات سیاسی و اجتماعی می کند
3بصیرت در امر دین و سیاست :
تاکید بر بصیرت در امر دین و سیاست از آن روست که رئیس جمهور سامان دهنده یک جامعه دینی در جهان الحاد و تداوم بخش انقلاب در مسیر تعیین شده آغازین است بویژه ضرورت این ویژگی در زمانی که بحث سنت و مدرنیسم .توسعه سیاسی جامعه مدنی و مقوله های دیگری از این قبیل مطرح است .بیش از پیش خودنمایی میکند ..
امام راحل داشتن درک سیاسی و بصیرت دینی را یکی از ویژ گی های مهم رئیس جمهور قلمداد میکند :((رای خود را به شخصی که متعهد به اسلام و خدتمگزار به ملت و کشور و حامی مستضعفان و دارای بصیرت در امر دین و دنیا و منزه از گرایش به شرق و غرب و مکتب های انحرافی و دارای دید سیاسی است بدهید))
از این سخن مقام معظم رهبری که ذیلا می آید دقیقاضرورت داشتن بصیرت دینی را  میتوان استنباط کرد که می فرمایند :((اگر ما این اشتباه را بکنیم که در مساله حکومت و مدیریت جامعه ملاک و معیار اسلام را فراموش کنیم و به سراغ شیوه های رایج دنیایی برویم معنای جامعه اسلامی ما از بین خواهد رفت .))
4مدیریت و توانمندی در اجرای امور :
ضرورت داشتن ویژگی مدیرومدبر بودن رئیس جمهور بدان جهت است که رئیس جمهور عهده دار مدیریت عالی اجرایی است و به تبع این عنوان در انجام وظایف خود فرآیندی را دنبال می کند که شامل اجرایی چون برنامه ریزی.سازماندهی .نظارت و کنترل .انگیزش.ارتباطات.هدایت و تصمیم گیری است در واقع جایگاهی است که مرکز ثقل اندیشه ها .طرحها پیشنهادهاست و در حقیقت آخرین مرجع برای تجزیه و تحلیل و جمع بندی و اتخاذ تصمیم برای عمل است..
مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند:((هیچ عاملی نمی تواند امنیت و سلامت این کشور .تداوم حاکمیت نظام و امکان کار و سازندگی را جز اتصال به مردم تامین کند و این اتصال و ارتباط نیز تنها در سایه (حسن عمل)مسولان ممکن می شود)).
بدون شک در صورتی که رئیس جمهور آینده از توان مدیریتی و عملی ضعیفی برخوردار باشد به طور قطع در پیش برداهداف انقلاب اسلامی و اصول تغییرناپذیر نظام با موانعی بزرگی روبرو خواهیم شد .
5:دلسوز و مستضعف گرا:
مقام معظم رهبری در بیانی با اشاره به این نکته می فرمایند :((مهمترین مسئولیت نظام ما کوشش همه جانبه در از بین بردن محرمیت و زدودن فقر و حمایت از طبقات مستضعف است و این سیاست باید در اولویت کارها قرار گیرد بگونه ای که معیاری برای سنجش دیگرکارها باشد))
6:داشتن روح بزرگ و سعه صدر:
افرادی که دارای سعه صدر و روح بزرگ هستند از چند جهت قابل ملاحضه است.چنین افرادی نسبت به سلایق مختلف که طبعا در هر جامعه ای وجود دارد .برخورد معقولانه ای خواهند داشت و میتواند نوعی همدلی و تفاهم عمومی بین گرایشهای متفاوت جامعه بوجود آورند
7:حسن سابقه :
حسن سابقه یکی دیگر از معیارهایی است که باید انتخاب نماینده اصلح مدنظر قرار داده و ملاحظه گردد که آیا سابقه و عملکرد خوب و انقلابی در گذشته و همچنین از سابقه مثبت و خوب در حمایت از انقلاب و دستاوردهای آن برخوردار بوده است.در این خصوص امام عظیم الشان می فرمایند:((مردم با بصیرت و درایت و تحقیق کاندیداها را شناسایی کرده و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینی و سیاسی نامزدهای انتخابات توجه نمایند))
((اشخاصی که انتخاب میکنید سوابقشان را مطالعه کنید ..در زمان سابق چه جور بودند))
8-سایر ویژگیها :
در این مجال معیارهای عمده انتخاب نماینده اصلح گفته شد و مخفی نیست که ویژگی های مهم دیگری نیز در بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری وجود دارد که باختصار یاد آور می شویم:
تقوا
تعد به اسلام
صداقت
عدالت خواهی
استکبار ستیزی
 منزه از گرایش به غرب
پایبند به ارزشها
رفتند به دل شهرها ونشستند پای صحبت مردم
...
ج:راههای شناخت معیار و ویژگیها :
با وجود آشنایی نسبت به ویژگی های یاد شده این سوال مطرح است که چگونه میتوان به شایستگی و فرزانگی یک فرد برای تصدی ریاست جمهوری پی برد.در این خصوص نیز با الهام از فرمایشات امام راحل و رهبری معظم انقلاب به برخی از راههای دستیابی به شناخت و یژگیها  می پردازیم:
1.تحقیق:
بدیهی است که یکی از راههای شناخت نماینده اصلح تفحص و توجه به مواضع آنها در مواقف و مراحل مختلف انقلاب است یعنی باید ملاحظه کرد که آنها در رابطه یا سیاست خارجی .مسائل اقتصادی.فرهنگی .سیاسی و مبانی و ارکان نظام چه برخوردی داشته اند
2مشورت کردن:
حضرت امام با بیان اینکه علاج واقعه را پیش از وقوع باید کرد  می فرمایند در تعیین رئیس جمهور:با طبقه تحصیل کرده .متعد و روشن فکر با اطلاع ازمجاری امور و غیر وابسته به کشورهای قدرتمند استثمار گر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده.
با علماء و روحانیون با تقوا و متعد به جمهوری اسلامی مشورت کرده
اگر چنانچه اشخاص مطمئنی باشند که آنها تشخیص بدهند .شهادت بدهند که فلان آدم جهات مختلفش همه خوب است  وقت مانعی ندارد که کسی به واسطه تشخیص آنها و اطمینان به اینکه این صحیح است .رای به آنها بدهد .
3شناخت مقایسه ای:
بدین معنی که باید دیدحوزه عملکردی سابق فرد کاندید چگونه بوده است .سپس ویژگی های او را با وظایفی که پیش روی ریاست جمهوری است سنجیده شود به عبارت دیگر با توجه به حوزه کارکردی و کار آمدی سابق فرد در مقایسه با قلمرو وسیع رئیس جمهوری و وطایف بسیار سنگین چنین جایگاهی .آیا او میتواند چنین مسندی را احراز نماید.
4اطرافیان:
یکی دیگر از راههای شناخت کاندیدای اصلح آشنایی با اطرافیان و عناصری است که در آینده توسط وی بکار گرفته می شوند

رئیس جمهور اصلح فردی می باشد که این معیارها در او وجود داشته باشد .

 
+ نوشته شده در  بیستم خرداد 1388ساعت 8:2  توسط طاهره بخشی  |